صبح است و سکوت اینجا ویرانه ترم کرده
دوری ز تو ای جانا دیوانه ترم کرده
صد بوسه فرستادم یک پس نمی آید
این کلک خیال انگیز آشفته ترم کرده
دل از غم هجرانت در خون چه آغشته
هیهات که این دوری جون در جگرم کرده
محبوبه ی مه رویم دیگر جفا کمتر کن
این جور و جفای تو افسرده ترم کرده
در شامگه خوبان دستی به دعایم بر
ای که ز دعای خود پیرایه سرم کرده
ما در ره وصل تو از هیچ نمی کاهیم
حاشا که میسر نیست لیک در به درم کرده
فرمانده دلهایم فرمان وصالی ده
کاین انتظار رویت بی بال و پرم کرده
رنگبازی که رنگ باخته حال دلش افسرده
این حال دلت م......... جانانه ترم کرده
.......................................۱۵ سپتارمبر ۲۰۱۷
برچسب: دلتنگیم,
نویسنده: یاسین رفیعی
تاريخ: يکشنبه
5 آذر
1396 ساعت: 0:10